برو به نوشته ی مادر

سنگی به قدمت چهار میلیارد و ۴۰۰ میلیون سال

دانشمندان می گویند کشف سنگریزه ای بسیار کوچک به قدمت چهار میلیارد و ۴۰۰ میلیون سال در منطقه ای واقع در غرب استرالیا باور آدمی را از تاریخچه کره زمین دستخوش تغییر اساسی کرده است.
 
سایت آمریکایی «ان پی آر» می نویسد: شاید در نظر اول باورش سخت باشد که این ریگ کوچک که قُطرش به زحمت به اندازه یک تار موی انسان می رسد، قاصد بازنویسی روایت کُره خاکی ما باشد.
 
سنگریزه یاد شده از جنس فلز «زیرکونیُم» بوده که برگرفته از واژه پارسی «زرگون» به معنای «مانند زر» است. این ماده معدنی به شدت مقاوم بوده و در سراسر جهان یافت می شود. این سنگریزه در تپه های غرب استرالیا و درون سنگی بزرگتر کشف شد و زمانی که دانشمندان آن را استخراج کرده و مورد آزمایش قرار دادند دریافتند که قدمت آن به ۴/۴ میلیارد سال پیش بازمی گردد. یعنی کهن ترین سنگی که تا کنون بر روی این کره خاکی یافته ایم. آنقدر قدیمی که چه بسا داستان پیدایش حیات بر روی زمین را برایمان بازگو کند.
 
پیش از این می دانستیم که سن کره زمین حدود چهار میلیارد و  ۵۰۰ میلیون سال یا حدود چهار میلیارد و ۶۰۰ میلیون سال است. به این ترتیب معلوم است که ذره کشف شده تقریباً از همان اوان پدید آمدن این کُره خاکی وجود داشته، البته «تقریباً»، با احتساب ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیون سال تفاوت در قدمت.
 
تا قبل از این کشف، هیچ سنگ سطحی از سال های نخست پدید آمدن زمین کشف نشده بود و دلیل آن نیز احتمالاً این واقعیت بوده که در آن دوره آتشفشان های فعال سطح زمین را پوشانده بودند. در نتیجه سنگ های موجود آنقدر داغ می شدند که یا ذوب شده و به درون زمین فرو می رفتند یا بخار می شدند و در فضا پراکنده. همه جا را مواد مذاب آتشفشانی فراگرفته و پوسته داغ و گُدازه اندود زمین آماج شهاب سنگ های عظیم فضایی بود.
 
حقیقت مهمی که سنگریزه کشف شده آشکار کرد
 
زمانی که بروس واتسون و مارک هریسون، دو زمین-شیمیدان، سنگریزه کهنسال را از نزدیک مورد بررسی و آزمایش قرار دادند از این ذره کوچک داستان عظیم پیدایش زندگی بر روی زمین را کشف کردند.
 
برای توضیح کشف این دو زمین-شیمیدان باید یک نکته علمی را یادآور شد: بلورهای طبیعی در واقع مواد کانی رشد کننده هستند که از سخت شدن شکل مایع و داغ این مواد به وجود می آیند.
 
بلور در حال رشد مواد کانی اطراف خود را جذب می کند و هر آنچه سر راهش باشد را در خود متبلور می کند. مانند راننده خودرویی که مسافران را سر راه سوار می کند. سنگریزه کوچک ۴/۴ میلیارد ساله نیز بر همین اساس در دوره رشد خود ذرات تیتانیوم را جذب کرده است.
 
در میان زمین-شیمیدانان، تیتانیوم را نوعی «حرارت سنج» می دانند که در دوران گرم بودن محیط بیشتر جذب فلز زیرکونیم می شود. برپایه همین اصل به ظاهر ساده واتسون و هریسون موفق شدند میزان تیتانیوم موجود در سنگریزه را برآورد کرده و در نتیجه دمای محیط را در زمان رشد آن تخمین بزنند که در نهایت دمایی حدود ۶۸۰ درجه سلسیوس (با تقریب ۲۰ درجه) به دست آمد.
 
«مانند استخری در صحرا»
 
برای زمین شناسان این یافته از آن جهت حائز اهمیت بسیار است که اساساً در چنین دمایی سنگریزه ای تبلور یافته است. چنین چیزی تنها زمانی ممکن است که این تبلور در مجاورت آب انجام شده باشد. انگاری که در «وسط صحرا، یک استخر وجود داشته باشد.»
 
پروفسور واتسون می گوید: «اکنون ناگهان سندی در برابر ما قرار گرفته که نشان می دهد در زمین جوشان، آکنده از مواد گدازنده و بی جان ۴/۴ میلیارد سال پیش، آب نیز جریان داشته! به نظر ما این نتایج حاکی از احتمال قوی وجود آب های سطحی در مراحل اولیه شکل گیری کُره زمین است.» چه بسا اقیانوس هم وجود داشته است!
 
پروفسور هریسون نیز اعتقاد دارد چنین نظریه ای «تغییر بزرگی در شناخت رایج از نحوه شکل گیری حیات بر روی زمین» ایجاد می کند. به گفته وی «این درست است که سیاره ما زیر بمباران شهاب سنگ های بزرگ و کوچک قرار داشت و آتشفشان ها در جای جای آن فعالیت می کردند، [اما] به ظاهر در این میانه زمانی هم برای تنفس وجود داشته و همان اوایل، خیلی زود، -وقتی تنها ۱۵۰ میلیون سال از عمر کُره زمین می گذشت،- این سیاره توانست نخستین اقیانوس خود را به وجود آورد.»
 
بر همین اساس، حتی اگر شهاب سنگ های غول پیکر نیز گاه به گاه آن اقیانوس نوپا را در چشم به هم زدنی به بخار تبدیل می کردند، شاید که گوشه ای در این کُره خاکی آنقدر آب باقی مانده بود که یک میکروب گرمادوست مجال بروز بیابد.
 
نکته اساسی نیز در همین نظریه نهفته است: اگر در آن شرایط دشوار اولیه بر روی زمین زندگی به وجود آمده، می توان تصور کرد که به همین ترتیب بارها حیات در زمین پدیدار و مجدد ناپدید شده تا اینکه در نهایت در ژرفنای یکی از همین اقیانوس های نخستین، در یک سوراخ گرم و امن ماندگار شده است.
 
این است درسی که سنگریزه ۴/۴ میلیارد ساله به ما داد: که زندگی آنچنان توانی دارد، آنچنان فوریتی دارد که به مجرد امکان، پدید می آید! درسی بزرگ در سنگریزه ای کوچک.